ذبيح الله صفا

944

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در تهران ولادت يافت و بيشتر در اصفهان و همدان و تهران بسر برد . وى از شاعران دربار شاه عباس صفوى و محل عنايت او و در سفر و حضر ملازمش بود . اسكندر بيك منشى گويد كه شانى « از وفور اخلاص و خلوص اعتقاد منظور نظر عطوفت آيين و از ندماء و مجلسيان محفل ارم تزيين بود و چند بيت مثنوى در مدح و منقبت حضرت ولايت‌پناه در سلك نظم درآورده به خدمت اشرف مىگذرانيد ، چون بدين بيت رسيد كه : اگر دشمن كشد ساغر و گر دوست * بطاق ابروى مردانهء اوست مزاج مقدس را عجب كيفيتى طارى شده اين طرز مداحى و اين مضمون در ميزان طبع وقّاد بغايت سنجيده و پسنديده افتاد ، همت بحر خاصيت دربارهء مولانا بتموّج درآمده امر فرمودند كه زر بسيار در يك كفهء ترازو ريخته در كفهء ديگر مولانا را به وزن درآورده آن نقود وافره را بصلهء اين شعر به او عطا فرمودند » . اسكندر بيك اين واقعه را در ذيل رويداده‌هاى سال 1004 ه ( نهمين سال پادشاهى شاه عباس ) آورده است نه چنان كه بعضى پنداشته‌اند ، سال هزار كه مصادف بود با پنجمين سال سلطنت آن پادشاه . آنها كه واقعه را مربوط بسال اخير پنداشته‌اند گفته‌اند كه شانى قصيده‌يى در منقبت امام نخستين ( ع ) سرود و

--> - * عالم‌آراى عباسى ، تهران 1350 ، ص 515 - 516 . * تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 8 - 9 . * نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 370 - 371 . * تذكرهء غنى ، ص 70 . * صحف ابراهيم ، خطى . * آتشكدهء آذر ، تهران ، ص 66 - 67 . * سرو آزاد ، لاهور 1913 ، ص 28 - 29 . * رياض الشعراء ، خطى . * هفت آسمان ، ص 132 - 133 . * ترجمهء مجمع الخواص ، تبريز 1327 ، ص 112 - 114 . * تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، ص 413 .